در نواحي نوحه
بهشته رواقش ، خورشده چراغش ، دل به اشتياقش شبيه کبوتر ، زده تا حرم پر مسافر مشهد ، کبوتر گنبد ، يا زائر مرقد دارم ميرم اونجا ، به پابوس آقا گلبارونه کوچه هاي خراسان امشب شده ذکر تموم ايران اباالحسن امام رضا يا سلطان ، يا سلطان ميام اونجا تا برايِ کفترات دونه بپاشم هميشه وقف تو مثلِ يه زيارتنامه باشم ---------------------------- سحراي ناب و ، شميم گلاب و ، صحن انقلاب و دلاي ديوونه ، دور سقاخونه با شوق زيارت ، تو حرم حضرت ، دل داره اقامت کنار ضريحش ، با نور مليحش دار الشفامون پنجره فولاده دلم مقيم صحن گوهرشاده قبلة دلهامون باب الجواده ، جواده من دخيل مي بندم امشب ، اون ضريح با صفا رو مي گيرم از دست آقا ، برات کرب و بلا رو ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ امشب گره مي زنم دل تنگمو با بال کبوترات شايد دل منو هم ببرن تا عرش گنبد طلات هوائيه قلبم ، به هواي پا بوس پر مي کشه امشب ، تا آسمون طوس يا رضا دل ما به فدات ، طوطياي نگامونه خاک پات قربون مرقد با صفات مهربون قبلهمون يه نگات ، شبيه آهو سر مي ذاريم به رات قربون تک تک زائرات -------------------------------- خورشيد زانوي ادب مي زنه پيش چلچلراغ حرم از چشم فرشته ها ميره جنت توي رواق حرم شبيه يه قطره ، مي رم سوي دريا دستمو مي گيره ، کرامت آقا دلبري مي بري به خدا ، دل از دل آسمونا يا رضا کعبة مستجاب الدعا نور ما شور ما طور ما ، بهشت اميد دلا يا رضا جلوةمطلق هل أتي -------------------------------- الکن مي شه اگه موقع مدحت آقا زبون حروف شايستگي نداريم که بخونيم از اون چشاي رئوف ميام تا حريمت ، با کوچ پرستو ضامن دلم باش ، يا ضامن آهو آهويِ قلب من رام تو ، دلم شده کبوتر بام تو کوثرم جرعة جام تو دل من اسير دام تو ، غريب نوازي شده مرام تو تا ابد عشقمه نام تو -------------------------------- هرگز جدا نمي شه دخيل دل از پنجره فولادت آقا دست خالي رد نکني قلبم رو جون جوادت آروم نمي گيره ، اين دل ديوونه به ياد اباالفضل ، دور سقاخونه اون نگات خنده هات آشناس ، مي پيچه تو حرم تو بوي ياس مرقدت غرق نور خداس در تبم رو لبم يه دعاس ، دلم به عشق شش گوشه مبتلاس دل پر از حسرت کربلاس لبريزه از شميم بهشت ، هر نيمه شب هواي حرم خورشيد مياد برا پا بوسي ، تا گنبـد طلاي حـرم هر دم ، جاريه زمزم ، از تو حريم كريمة عالم وا شده بالم ، به هواي گنبد امشب ، از سوي جنت ، ميرسن از راه ملائك رحمت برا زيارت ، ميان سوي مرقد قبلة همه ست ، خود فاطمه ست عشق و آرزوي موسي بن جعفر اون پناه ماست ، تكيه گاه ماست كه مي شه شفيعة روز محشر -------------------------- با بوسه اي به خاك حرم ، رنگ دلم خدايي مي شه هر شب پايين پاي ضريح ، قلبم امام رضايي ميشه قلبم ، آخه مقيمه ، پايين پاي حرم كريمه دست خودم نيست ، زائري بي تابم دل با، شوق مدينه ، به خدا آروم نداره توسينه معلومه حالم ، از چشم پر آبم صحن با صفاش ، كه بهشت ماست حرمش پر از جلوة كرامات آخه مي بينم ، توي اين حرم قبر بي نشون مادر سادات -------------------------- بيـن تـلاطم زائرا ، كـاش قلبـمو رها ببينم روزي بياد كه باز دلمو ، تو عرش كربلا ببينم شد باز، موسم پرواز ، به هوای اون حرم الهی یکی دو ماهی ، می شه که بی تابم هر شب ، ترانه بر لب ، در آرزوی دیدن ضریح و نور ملیحِ ، حرم اربابم شـاه کـربلا ، عمـریه آقـا دل من از غم تو داره توشـه من بي طاقتم ، آخه قسمتم كي ميشه بازم طواف شش گوشه * * * * * * * * * * * * * * * * ديدنيه حالم ، با اشک زلالم ، وا شده دو بالم کريمة عالم ، مليکة قلبم ، يا که خود مريم رو بال ملائک ، اومده به دنيا فرشته ها از آسمون هفتم با دسته گل دارن ميام سوي قم تو ازدحامشون دلم ميشه گم ، ميشه گم گلبارونه باغ دلها ، لبامون غرق تبسم توي بارون ستاره ، اومده زهراي دوم -------------------------- دستاي توسل ، چشمه تغزل ، هزار آسمون گل همراه دلامون ، به مقدم ياره شفيعة جنت ، کريمة عترت ، مليکة عصمت همه مي دونند که ، بانوي بهاره اگه دلداگيمون از قديمه تو حرم بهشتي کريمه تا قيامت دل همه مقيمه ، مقيمه همه عالم در طواف ، گنبد و گلدسته هاشه هميشه بال ملائک ، فرش راه زائراشه -------------------------- گنبد طلاشو صحن باصفاشو اون کفشدارياشو به خدا نميدم ، به تموم عالم سنگفرشاي مرمر ايوون و کبوتر مسجد بالاسر دل برده ز دستم ، هميشه و هر دم اين دلي که با عنايت حضرت پائين پاش يه عمر داره اقامت امشب مي خواد تذکرة زيارت ، زيارت من مي خوام مثل کبوتر ، زائر قبر رضا شم بعدش هم با إذن آقا ، راهي کرب و بلا شم مرد غريب شهر ، ديدنيه حالش تو قفس غربت ، ريخته پر و بالش غرق تبه ، جون به لبه خسته و دلخون شده ، زار و پريشون شده پا برهنه مي ره ، با دو تا دست بسته که دلش از داغِ ، اين زمونه شکسته پر شده از لالة غم ، آسمون چشم ترش تو کوچه هاي بي کسي ، خاکي شده موي سرش زنده شده پيش چشاش ، مصيبتاي مادرش -------------------------------- دلش که لبريزِ ، غصه و ماتم بود بساط اشک و آه ، براش فراهم بود دلواپسه ، تو قفسه غربت و غم يارشه ، ناله پرستارشه بيقرار و خستهس ، چشماي نا اميدش مي ريزه گرد غم ، از موهاي سپيدش اينو ديگه خوب مي دونه ، شب غمش بي سحره تو کوچه هاي مدينه ، همش به ياد مادره يک دل آقا تو بقيع ، يه دلش هم پشت دره -------------------------------- تو شهر پيغمبر ، دوباره غوغا شد زمون تشييعش ، محشري بر پا شد سينه زنون ، پيکرشو با غم و اشک و محن ، رو شونه ها مي برن اما امشب قلبم ، خسته و بي شکيبه از غم و اندوه ، آقايي که غريبه اين دل من روضه خونِ ، يوسف بي پيرهنه اونکه پناهي نداره ، غريب و دور از وطنه تنها و دلخستة غم ، تشنه لب و بي کفنه * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * «رنگ شقايق ، شده دقايق هم نفس گريه هاي امام صادق» آسمون چشماي خون گرفته مون ، رنگ تب شقايقه آخه دلاي ما مصيبت زدة ، داغ امام صادقه شده غوغا بازم تو شهر پيغمبر گل ياسي غريبونه شده پرپر آخه مگه محاسن سپيدشو نمي ديدن که پابرهنه آقا رو تو کوچه ها مي کشيدن -------------------------------- پيچيده بوي دود و آتيش بلا ، تو کوچه هاي مدينه شيوه ارث بردن آل علي از ، غربت بابا همينه ديدن آقا مي خونه روضه زير لب مي خونه از غريبي دل زينب وقتي آتيش شعله کشيد از لابه لاي حجره ها تداعي شد پيش چشاش خيمه هاي کرب و بلا -------------------------------- بر سر و سينه مي زنيم برا کسي ، که شيعة نگاهشيم پريشون چشماي رنگ لاله و ، گرية سر به چاهشيم با چشمايي به رنگ ناله و شيون آروم آروم مي شه آمادة رفتن پريشون و خسته دله ديگه نگاش بي رمقه نيگا کنيد صبح نگاش اسير بغض شفقه -------------------------------- سه بار اومد حضرت ختم الانبيا ، واسه نجات پسرش آخه نتونست ببينه يه شمشير ، برهنه بالاي سرش دلم ميگه خالي بود جاي پيغمبر تو کربلا که شد باغ گلي پرپر پيش چشاي بچه ها رفت به روي نيزه سري شد پاکوب مرکباشون پيکراي مطهري «رنگ شقايق ، شده دقايق هم نفس گريه هاي امام صادق» نه شمع و چراغ نه صحن و رواق نه گلدسته و گنبد نه ایوون طلا نه صحن و سرا چقدر خاکیه مرقد قربون اون کبـوتری کـه خـاکیه بال و پرش تو بقیع هر زائری اونجا میره غصه می شه همسفرش تو بقیع هنوزم داره خاکش ، تب نالة مادر ------------------------------- نه یک سایه بون داره تربتش نه حتی یه سنگ قبر غریب بوده و غریب می مونه چیه چاره غیر از صبر اون آقـای غریبی که خاکی ترین مرقده صحن و سراش خدا گواست که یه روزی می کشیدند سجاده از زیر پاش شهادت میده این خاک، با چشمایی غرق خون

که پر کشيدم من ، سمت آسمونا

که می شد گل اشکش ، کنار بقیع پرپر
که شد پیکر لاله ، یه روز اینجا تیر بارون
| Design By : Night Skin |

